محمود بن جعفر عراقى ميثمى
37
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى )
حكيم بعد از تأمّل پرسيد : اين حيوان زايد بر اينكه گفته شد از اجزاء حيوانات متعارفه ، جزء ديگر دارد ؟ ! گفتند ندارد . گفت : اين خلقت در حكمت ناقص باشد . زيرا كه حركت دادن آن كلهء بزرگ با طول گردن ، بهطورى كه بر نصف بدن به آن بزرگى و يكصد من بار زيادتى كند و آنها را بردارد باعث گسيختن اجزاء بدن از يكديگر گردد . پس بايد بر پشت اين حيوان به حسب خلقت سنامى - يعنى كوهانى كه آن برآمدگى پشت شتر است - باشد تا آنكه پشت آن از اين صدمه مأمون باشد . گفتند : آن حيوان چنان است كه حكيم گفت . مؤلف گويد : بعد از آنكه حيوان را به جهت خوف انفصال نظم اجزاء پشت آن بدون آفريدن كوهان نگذارند ، و قوهء باصره و شامه و لامسه و ذائقه و سامعه را بدون حكومت حس مشترك روا ندارند ، و در جميع جزئيات اجزاء و جوارح انسان بلكه حيوان و جماد و نبات ، جزئيات دقيق حكمت را معمول دارد . بلكه [ براى ] هر نوعى از حيوان مانند زنبور عسل و مانند آن رئيس و بزرگى از نوع خود گمارند ، چگونه در حق انسان - كه افضل موجودات و غرض اصلى از ايجاد موجودات مىباشد - اين حكمت را اهمال دارند . سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيراً « 1 » . بلكه جمعى از حكماء و اهل معرفت ، عالم امكان را شخص واحد و خلق واحد و موجود واحد مىدانند كه مركّب از اعضاء و جوارح رئيسه و غير رئيسه از سر و پا و دست و غير آن باشد ، و انسان كامل را كه عبارت از معصوم است به منزله قلب آن مىدانند . و چنان كه قوام وجود انسان و شخص بدون قلب نشود قوام عالم امكان هم بدون امام معصوم نشايد ، و چنان كه اعضاء و جوارح محكوم حكم قلبند و قلب در همه آنها تصرف دارد ، امام هم در همه اجزاء عالم تصرف دارد . و چنانكه از قلب افاضهء روح حيوانى به ساير اعضا مىشود كذلك [ - همچنين ] از امام هم افاضه فيضات سبحانى به اجزاء عالم امكان مىشود . و چنانكه از قلب تقسيم غذا به جميع جوارح و اعضاء مىشود كذلك [ - همچنين ] از امام تقسيم ما به قوام الوجود به خلق مىشود ، و اخبار و آثار و فقرات زيارات مأثوره از ائمه اطهار [ عليهم السّلام ] هم بر اين مطلب دلالت دارد .
--> ( 1 ) . سورهء اسراء ، آيهء 43 .